۱۳۸۸ خرداد ۱۷, یکشنبه

فروغي بسطامي

فروغي بسطامي
نوشته : دكتر ذبيح الله صفا
تنظيم و تدوين : مهندس منوچهر کارگر


فروغي بسطامي
فروغي بسطامي ( 1213 ـ 1274هجري = 1798 ـ 1857 ميلادي) شاعر غزلسراي استاد و صاحب سخن روان و فصيح و جانبخش ، از شاعران بزرگ قرن سيزدهم هجري ( = قرن نوزدهم ميلادي ) است .
وي مدتي از اوايل عمر خود را به مدح شاهان و شاهزادگان قاجاري گذراند .
ليكن بسبب تمايلات عارفانه باقي عمر را بيشتر در رياضت و اعتزال و آمد و شد به مجلس عرفا گذرانيد .
توجه او به تصوف باعث شد كه غزلهاي دلپذير او با افكار بلند عارفانه همراه باشد و در حقيقت او را بايد يكي از بزرگترين غزلسرايان متصوف دوران اخير ادبي ايران دانست .

قبله گاه
كي رفته اي زِ دِل كه تمنا كنم ترا
كي بوده اي نهفته كه پيدا كنم ترا
غيبت نكرده اي كه شوم طالبِ حضور
پنهان نگشته اي كه هويدا كنم ترا
با صد هزار جلوه برون آمدي كه من
با صد هزار ديده تماشا كنم ترا
بالاي خود در آينة چشمِ من ببين
تا با خبر زِ عالمِ بالا كنم ترا
مستانه كاش در حرم و دير بگذري
تا قبله گاه مؤمن و ترسا كنم ترا
خواهم شبي نقاب زِ رويت بَر افكنم
خورشيد كعبه ماه كليسا كنم ترا
گر افتد آن دو زلفِ چليپا بچنگ من
چندين هزار سلسله در پا كنم ترا
طوبي و سدره گر بقيامت بمن دهند
يكجا فداي قامتِ رعنا كنم ترا
زيبا شود بكارگه عشق كار من
هرگَه نظر بصورتِ زيبا كنم ترا
رسواي عالمي شدم از شورِ عاشقي
ترسم خدا نخواسته رسوا كنم ترا
با خيلِ غمزه گر بوثاقم گذر كني
مير سپاه صف آرا كنم ترا

*

مردان خدا
مردانِ خدا پردة پندار دريدند
يعني همه جا غيرِ خدا هيچ نديدند
هر دست كِه دادند از آن دست گرفتند
هر نكته كِه گفتند همان نكته شنيدند
يك طايفه را بَهرِ مكافات سرشتند
يك سلسله را بَهرِ ملاقات گزيدند
يك فرقه بعشرت درِ كاشانه گشادند
يك زمره بحسرت سرِ انگشت گزيدند
جمعي بدرِ پيرِ خرابات خَرابَند
قومي بِبَرِ شيخِ مناجات مُريدند
يك جمع نكوشيده رسيدند بمقصد
يك قوم دويدند و بمقصد نرسيدند
فرياد كه در رهگذر ِ آدمِ خاكي
بس دانه فشاندند و بسي دام نهادند
همت طلب از باطنِ پيرانِ سَحَر خيز
زيرا كه يكي را زِ دو عالم طلبيدند
زنهار مَزَن دست بدامانِ گروهي
كز حق بِبُريدند و بِباطل گرويدند
چون خلق در آيند ببازار حقيقت
ترسم نفروشند متاعي كه خريدند
كوتاه نظر غافل از آن سرو بلندست
كاين جامه باندازة هركس نَبُريدند
مرغانِ نظر بازِ سبك سير فروغي
از دامگَهِ خاك بَر افلاك پريدند .

***

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر